سفرنامه وان ترکیه

این مورد را ارزیابی کنید
(2 رای‌ها)

سفری به شهر وان

سلام دوستان عزیز و گرامی. از اویل سال 1394 بود که دنبال یه فرصت میگشتم که سفری داشته باشن به شهر وان. تاریخ ها رو این ور اونور میکردم تا بتونم هم مرخصی بگیرم و هم یه مسافرت یکی دو روزه برم وان. هفته ی اول خرداد ماه 1394 بود که گوشی موبایلم زنگ زد. وقتی که تلفن رو برداشتم کسی که پشت خط بود، کسی نبود جز آقای عسگری عزیز، از مدیران سایت وزین لست سکند. با لحن و. احترام فوق العاده خاص خودشون ابتدا به خاطر اینکه سفرنامه مالزی (سفر به سرزمین رنگارنگ) من، هنوز هم طرفدار داره و همیشه سعی میکنم به کامنتای دوستان جواب بدم و تو سایت آنلاینم ازم تشکر کرد. و بعدشم گفتن که به عنوان یک تشکر میخوان بفرستن وان و یک گزارش و سفرنامه ایی رو از شهر وان، مراکز خرید، نقاط دیدنی و هتل هاشون بنویسیم. الحق و النصاف، سایت لست سکند خیلی بهمون لطف کرد و مارو توسط تور ماوی گشت به مدیریت خانم حبشی، به وان فرستاد. و هزینه تور رو هم متقبل شد. اما اینکه تو این سفر بر ما چه گذشت رو براتون مینویسم و سعی کردم که سفرنامه و راهنمای به درد بخوری رو برای شما عزیزان آماده کنم. یک سری نکات ریز رو هم نگه میدارم واسه آخر سفرنامه که به نظرم میتونن مفید باشن.
سه شنبه، صبح روز دوازدهم خرداد ماه، ساعت شش، تور ماوی گشت رسید به ارومیه و ما تو سه راهی سرو به این تور ملحق شدیم و سفر 3 شب و 4 روزه ما آغاز شد. مسیر ما از طریق مرز زمینی سرو بود. بعد 40 دقیقه به مرز سرو رسیدیم.

ورودی مرز زمینی سرو –  ارومیه

ورودی مرز زمینی سرو –  ارومیه

بدون هیچ گونه معطلی و مشکلی از مرز سرو رد شدیم. انتظار شلوغ بودن مرز رو داشتیم ولی واقعا همه چی خوب پیش رفت. تنها چیزی که آزار دهنده بود، نوع سنتی چک کردن بار ها در طرف ایران بود. دوستان مامور ایرانی به صورت کامل سنتی ازمون خواستن که کیف ها رو باز کنیم و اونها توشون رو ببینن. انتظار سیستم الکترونیکی چک بار مسافر رو داشتیم که این امر در طرف ترکیه وجود داشت و به محض اینکه پاسپورتمون مهر خورد در طرف ترکیه با این امر روبرو شدیم و کیف هامون رو روی سیستم الکترونیکی چک بار کزاشتیم و اونطرف سیستم، کیف ها رو برداشتیم. متاسفانه طرف ترکیه، کمی خاکی بود و چون اختلاف یک ساعت و نیمی با ترکیه داریم، هنوز مرز ترکیه رو برای عبور اتوبوس و خودرو ها باز نکرده بودن. واسه همین مسافتی حدود 150 متری رو پیاده رفتیم. البته ذکر این نکته خالی از لطف نیست که واقعا یک ساختمان بسیار بزرگ و زیبایی رو توی مرز ترکیه برای کارهای خروج و اداری ساختن که با یشرفت تقریبا 90 درصدی همراه بود و فکر میکنم در چند ماه آینده افتتاح بشه و ساختمان اداری ترکیه واقعا سرآمد خواهد بود. بعد اینکه سوار اتوبوس شدیم و راه افتادیم، اولین سورپرایزی که برام پیش اومد وجود خانم سمانه زارعی، یکی از بهترین سفرنامه نویسان سایت لست سکند به همراه همسر بسیار محترمشان، آقا یاشار بود. ایشون هم به همین منظور توسط سایت، همراه ما بودند. و من خیلی خوشحال شدم از این امر.
چیزی که توی مسیر توجه همه رو جلب میکرد، سر سبزی جاده و رودی بود که از مرز سرو تا اواخر مسیر همراهمون بود. این مسیر آدم رو یاد جاده های شمال می اندازه، البته تراکم درختیش کمتره، ولی سرسبزیش عالی بود.

سرسبزی جاده در طول مسیر

بعد از حدود بیست و پنج دقیقه، اولین شهر ترکیه رو دیدیم. یوکسکوا. فرودگاه این شهر نیز حدود بیست روزه که افتتاح شده و مشتریان ایرانی خاص خودش رو هم داره. لازم به ذکره که بگم هزینه اومدن از مرز سرو تا این شهر توسط دولموش ها یا ون های ترکیه، حدود ده لیره. خوب از این شهر گذشتیم و بعد از نیم ساعت الی چهل دقیقه به اولین پست بازرسی در سه راه حکاری رسیدیم. پلیس هاشون رفتار بسیار محترمانه ی رو داشتن. توی این سه راه، سوپر مارکت و سرویس بهداشتی هم وجود داره.

 سه راهی حکاری

 سه راهی حکاری

در فاصله 120 کیلومتر مانده به وان از سرسبزی و کوهستانی بودن جاده کم میشود و جای خود رو به زمین های مسطح می دهد. در فاصله 105 کیلومتری وان به شهر کوچکی به اسم "باش قلعه" می رسیم. . شهری با خیابان های سنگ فرش شده.
کمی بعد تر، و در میانه راه، در یک رستوران بین راهی به نام "اوا" توقف کردیم. انواع غذا و نوشیدنی هم تو این رستوران سرو می شد که من عکسشون رو گرفتم.

رستوران بین راهی اوا

 رستوران بین راهی اوا – لیست غذاهای این مکان

در نهایت بعد از حدود 4 ساعت از مرز سرو ، به شهر وان رسیدیم. مسیر ورود تور، به نظر من در ابتدا کمی تو ذوق می زد. یعنی از مسیری که وارد شهر میشین، بیشتر حس فقیر بودن شهر و ساختمان های کوچیک و قدیمی به چشم میاد و این بلافاصله تو ذوق می زنه، ولی مطمئن باشین که در ادامه نظرتون تغییر پیدا خواهد کرد.
حدود ساعت 12 به وقت محلی بعد از ورود به شهر، ابتدا همسفرامون رو تو هتل منوا پیاده کردیم. و بعد رفتیم به طرف هتل رسمینا. هتل ما(رسمینا)، در یک کلمه واقعا خوب بود. و در انتهای این سفرنامه به طور مفصل در مورد هتل براتون میگم دوستان. بلافاصله چک این شدیم و رفتیم اتاق هامون. تا یادم نرفته بگم که وجود خانم حبشی، مدیریت ماوی گشت هم یک امتیاز تو این تور بود. ایشون بسیار زحمت می کشیدند و در طول مسیر هم، همواره به سوالات مسافران با صبرو حوصله جواب میدادن. بعد از یک ساعت استراحت به همراه برادر خانومم که همراه من تو این سفر بود رفتیم تا ناهار بخوریم. چون دیگه واقعا گشنه بودیم.
وقتی از هتل دراومدیم، رفتیم سمت راست به طرف چهارراه خیابان اسکله و سمالر. همون طرفی که تو تصویر زیر بنر 36 دیده میشه.

خارج شدن از هتل و مسیر حرکت

توی چهار راه طرف راست پیچیدیم و همین طور با دقت به مغازه ها و اینکه تخفیف (ایندیریم) دارن یا نه، رفتیم جلو. رسیدیم به یک میدان کوچیک که روش عکس ماهی و اینا داره و نبشش یک دنر ترکی بود. بعدا خواهم گفت که اون میدان، همون میدان اصلی وان یا همون بش یول هستش. از دنریه قیمتش رو پرسیدیم و بهمون گفت که هر دنر، 3.5 لیر میشه. رفتیم و نشستیم و 2 تا دنر سفارش دادیم. که با یک قوطی نوشابه فلزی پپسی، غذای هر کدوممون 5 لیر شد. فقط این رو بگم که چیزی که در مورد دنر ترکی رایج هستش، اینه که معمولا اونو لای نون بربری خودمون (البته کمی نازکترش) می پیچن. به این نوع دنر نون میگن" دوروم". اگر بخواین مثل ساندویچ های خودمون باشه، باید بگین که" سومون" میخوام. و این نکته یادتون نره. پس سومنو مثل نون ساندویچ های خودمونه و دوروم لای بربریه. قیمتشون هم یکسانه. ما دوروم خوردیم تا تجربش کنیم. خوبم بود. 

 دنر ترکی و دوروم

بعدش روبروی همون دنری، البته کمی پایینتر، مسجد حضرت عمر بود. برگشتنی از دنری، از این مسجد و محوطه ی آن دیدن کردیم.

 مسجد حضرت عمر

محوطه مسجد حضرت عمر

محوطه مسجد حضرت عمر

حدودای ساعت 2 بود که برگشتیم هتل و یکم استراحت کردیم تا ساعت 5 و خستگی راه رو به در کنیم. بعدش که از رختخواب نرم هتل که دل کندن ازش سخت بود، پا شدیم و رفتیم تا شهر برند ها و شهری که بیشتر شهرتش رو مدیون شرایط خرید هست رو ببینیم. از هتل که دراومدیم، سمت چپ رو مستقیم رفتیم تا برسیم به خیابان ماراش (کاظیم کارابکیر). خیابانی که پر است از فروشگاه های بزرگ و یکی از دو خیابان اصلی که حاوی فروشگاه ها و مراکز خرید بزرگیه.

سمت راست هتل و حرکت به سوی خیابان ماراش (کاظیم کارابکیر)

به محض وارد شدن به این خیابان، برند های معروف پوشاک، کافه های ناب ترکی و تخفیف های باورنکردنی خود نمایی میکنند. تصاویری از برندهای مختلف رو میتونین ببینین که تو همون روز اول و بعداز ظهرش عکس هاشون رو گرفتیم و بعضی هاشون رو هم رفتیم. در ادامه آدرس و نقشه ی بعضی از برند ها رو هم قرار خواهم داد

تخفیف هایی که هر آدمی رو وسوسه ورود به مغازه می کنند

تخفیف هایی که هر آدمی رو وسوسه ورود به مغازه می کنند

برخی از برندهای مشهوری که تو وان فعالیت میکنند به این شرح اند. البته قرار دادن همه ی برند ها تو متن این سفرنامه نمی گنجه. 

 نمایندگی دفاکتو -  یکی از معروفترین برندهای ترک

برند معروف پوشاک

برند معروف پوشاک

فلو -   برند معروف کفش

 

موارد مرتبط

نظرات (0)

There are no comments posted here yet

دیدگاه خود را بیان کنید

  1. Posting comment as a guest.
پیوست ها (0 / 3)
Share Your Location
عبارت تصویر زیر را بازنویسی کنید. واضح نیست؟